173 - درختى كه آدم و حوا از آن نهى شدند چه بود؟



ابا صلت هروى گويد: به حضرت رضا (عليه السلام ) عرض كردم : اى فرزند رسول خدا مرا در مورد درختى كه (خداوند از خوردن آن نهى كرده بود ولى ) حضرت آدم و حوا از آن خوردند (و در نتيجه از بهشت رانده شدند) خبر بده كه چه درختى بوده ؟ بعضى گويند بوته گندم بوده و بعضى گويند درخت انگور بوده و بعضى گويند: درخت حسد بوده است ، معنى اين گفتار گوناگون چيست ؟ امام فرمود: اى اباصلت ، درخت بهشت حامل انواع ميوه ها است پس بوته گندم ، مى تواند ميوه انگور نيز داشته باشد، درخت بهشتى مثل درخت دنيا نيست ، و آدم (عليه السلام ) وقتى كه به فرمان الهى مسجود فرشتگان واقع شد، و علاوه بر اين كرامت ، وارد بهشت گرديد، با خود گفت : آيا خداوند بشرى بهتر از من آفريده است ؟ (و اين يك نوع غفلت بود)
خداوند به او خطاب كرد سرت را بلند كن و ساق عرش را بنگر او سرش را بلند كرد و ساق عرش را ديد، مشاهده كرد كه در ساق عرش نوشته شده : لااله الا الله محمد رسول الله و على بن ابى طالب اميرالمومنين وزوجته فاطمه سيده نساء العالمين و الحسن و الحسين سيد الشباب اهل الجنه
نيست خدائى جز خداى يكتا، محمد (صلى الله عليه وآله ) رسول خدا است ، و على پسر ابوطالب امير مومنان است ، و همسر او فاطمه سرور زنان دو جهان است ، و حسن و حسين دو آقاى جوانان بهشتند.
آدم عرض كرد: خدايا اينها كيستند؟
خداوند فرمود: اينها از ذريه تو، و بهتر از تو و همه مخلوقات هستند و اگر اينها نبودند، تو را و بهشت و دوزخ را و آسمان و زمين را نمى فريدم ، بپرهيز كه به آنها با ديده حسد بنگرى كه در اين صورت از جوار رحمت من خارج مى گردى .
ولى آدم به مقام آنها رشگ برد، و آرزو كرد كه داراى آن مقام باشد، همين فكر، راهى براى شيطان به سوى او باز نمود، بالاخره با وسوسه شيطان ، آن درخت نهى شده را در بهشت خورد، همسر او حوا نيز به مقام فاطمه (عليه السلام ) به چشم حسد نگاه كرد و شيطان بر او راه يافت و او را واداشت كه از آن درخت بخورد، در نتيجه (اين ترك اولى ) خداوند آدم و حوا را از بهشت بيرون نمود، و آنها را از مقام ارجمند بهشت ، به سوى زمين فرود آورد. (233)